الملا فتح الله الكاشاني
2
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )
جلد دوم [ تتمة سورة المائدة ] بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ و نيز در بيان اوصاف حميده مرتضوى ميفرمايد كه إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ جز اين نيست كه اولى به تصرف و حاكم بر امور دينى و دنيوى شما خداست وَ رَسُولُهُ و فرستاده او كه محمد است وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ و آنكسانيكه ايمان آوردهاند و متصفند به اين كه ايشان بپاى ميدارند نماز را با شرايط و اركان وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ و ميدهند زكات را وَ هُمْ راكِعُونَ و حال آنكه ركوع كنندگانند در نماز - جمهور مفسران از علماى شيعه و اهل سنة بر آنند كه اين آيه در شأن عاليشان حضرت على بن أبي طالب است و اماميه به اين استدلال كردهاند كه خلافت منصب آنحضرت است زيرا كه ولى در اين آيه بمعنى اولى به تصرف است در امور مسلمانان و احق در مصالح خلقان پس ولايت آنكس را باشد كه در ركوع تصدق نموده باشد زيرا كه باتفاق اين وصف به او - عليه السّلام مخصوص است و از جمله ثعلبى كه از افاضل اهل سنة است و در تفسير خود آورده كه اين آيه در حق شاه اولياست - و حميد طويل كه يكى از راويان اهل سنة است روايت كرده از انس بن مالك كه من روزى در خدمت پيغمبر خدا بودم آنسرور دين از خانه بيرون آمده متوجه مسجد شد چون به مسجد درآمده ديد كه على بن أبي طالب در نماز است ناگاه سايلى از حاضران چيزى طلبيد و در سؤال بسيار تضرع مينمود و از بيچارگى و فروماندگى خود ميناليد چون امير المؤمنين - عليه السّلام ناله و زارى او بشنيد پس بدست شريف از جانب مبارك خود اشاره بسايل كرد سايل دريافت كه آن سلطان سرير خلافت و سخاوت و شهنشاه سليمان منزلت خاتم به او بخشيد پس بيامد و انگشت مبارك آنحضرت را انگشترى بود بيرون كرده و از آن حال بسيار خرم و شادمان شد پس حق تعالى از روى تعظيم و تكريم شاه ولايت اين آيه فرستاد و سيد عالم صلّى اللّه عليه و و آله و سلّم او را نزد خود طلبيده